معلم زمان - دل نوشته های شخصی
آنچه نیاموختم از اوستاد -- سیلی ایام بمن یاد داد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی حاجی رضایی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در خصوص مطالب :







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پدر ، 27 زمستونه که تورو در کناررم نمی بینم و دلتنگت هستم   ،      رفتی و تا ابد داغتو  به دلم گذاشتی.

با رسیدن به آخرین ماه سال یه حس دلتنگی به سراغم میاد  ، آخه تو رو خدا تو این ماه از ما گرفت و با این کارش سبب شد تا بیشتر سعی کنیم روی  پای خودمون بایستم اونوقت که رفتی 7 سالم بود و چیز زیادی نمی فهمیدم   ( ولی  بعدا فهمیدم که هیچوقت حکمت  کارای خدا رو نمیشه فهمید) .

گرچه بعد از رفتن تو خدا خیلی بیشتر به ما توجه کرد و همچنین غم وتنهایی از دست دادن تو و احساس نداشتن تکیه گاهی در زندگی باعث شد تا بیشتر به آغوش خدا پناه ببرم ، ولی  میدونی  ، بزرگترین کمک  خدا این بود که به مادرمون این  توان و حس ایثار رو بده  که جای تورو برامون پر کنه    و همچنین پدربزرگ خوبی که تمام سعی و تلاشش این بود تا  به من بزرگ اندیشیدن و بزرگوار زیستن رو  یاد بده(ازخدا میخوام که روحشون  شاد  باشه) .

میدونی تجربه ام از رفتن آدما و از دست دادنشون  اینه که  باید با وجود خدا و یاد خدا  ،خلا  از دست دادن عزیزا رو پر کنی.

نمیدونم  تو اون دنیا  میتونم  ببینمت  و در آغوشت بگیرم یا نه ،   ولی  به هرچی خدا برام  مقدر کرده راضیم ، فقط میخوام اینو بهت بگم که همیشه دوست داشتم و  دارم و به  رفتنت افتخار کردم        ،             غمت هیچوقت  کهنه نشد.

 روحت شاد ای پدر

اگر کسی به این پست سر زد برای شادی روح پدرم و همه پدرهایی که رفته اند یک صلوات بفرسته

پدر

سایه ای بود و پناهی بود و نیست

شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم ،  کسی چون من مباد

سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر

باورم شد ،  این من ناباورم

روی دوش خویش او را می برم!

می برم او را که آورده مرا

پاس ایامی که پرورده مرا

می برم در خاک مدفونش کنم

از حساب خویش بیرونش کنم

راست میگویم جز این منظور نیست

چشم شاعر از حواشی دور نیست

مثل من ده ها تن دیگر به راه

جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه

منتظر تا بارشان خالی شود

نوبت نشخوار و نقالی شود

هر یکی  همصحبتی پیدا کند

صحبت از هر جا به جز اینجا کند

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

خوش به حالت ، خوش به حالت ای پدر

 در سوگ پدر از :محمد علی بهمنی





نوع مطلب :
برچسب ها : پدر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 5 اسفند 1387
علی حاجی رضایی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic